به به خوش اومدم بالاخره! این چند وقت بسیار سرم شلوغ بود و همه ی امتحانا رو هم به عبارتی گند زدم! تو این چند وقته مطلبای زیادی بود که به فکرم می رسید که اینجا بذارم ولی باز هم مثل همیشه وقت نبود...
خیلی وقتا بعضی از آدما کارایی می کنن که نظر بعضی دیگه نسبت به اون بعضی از آدما بعضا عوض میشه ولی خوب نمی شه کاریش کرد چون همون بعضی از آدما بازم نسبت به بعضی دیگه ارزششون بیشتره! دقیقا این بلا بر سر من اومده و مثل بلا نسبت شما خر! موندم تو گل و نمی دونم چیکار کنم. با خودم در گیرم و انتظاراتم از آدمای اطرافم خیلی بالا رفته و نمی دونم چیکار کنم. خلاصه اینکه حسابی قاطی پاتی کردم...
پ.ن۱: آیا این چیزایی که گفتم به شما ریطی داشت؟؟؟
پ.ن۲: به زودی با مطلبی در باره ی زویا پیرزاد و نقد فمینیستی یه داستان کوتاه از اون در خدمتتون خواهم بود.
پ.ن۳: ورق پاره های زندان از بزرگ علوی رو دارم می خونم و بسیار مسرورم. کلا نوشته هایی که از زندان بیرون می یاد بسیار تاثیر گذارند و عالی!
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 17:14  توسط الهه محمدي
|
