تبليغاتX
همين حوالي مجهول

همين حوالي مجهول

"باورها و اعتقاداتي كه به عنوان حقيقت پذيرفته ايم در واقع دروغي بيش نيستند كه ساخته ي ذهن خود ماست

منتها گاهي اين دروغ ها و فريب ها مفيدند و گاه مضر!"

"نيچه"

 

خيلي زشته كه آدما بعضي موقع ها هيچ دليلي براي انجام كارايي كه ميكنن نداشته باشن! مخصوصا اينكه كارشون پست فطرتانه و رذيلانه باشه... الان الناز بهم خبرداد كه بهاره هدايت رو دوباره گرفتن و بدون هيچ دليلي ريختن تو خونشون و قص علي هذا...

اين روزا كار من والناز اين شده كه وقتي شب به شب برمي گرديم خونه و لحظه اي پيش مياد كه با هم حرف

بزنيم، شروع كنيم به دادن خبراي مسخره اي كه بيشتر از اينكه مسخره باشن تعجب آورن! مثل همين

بازداشت 20 نفر از دانشجوها در آستانه ي 18 تير و بعد ازآن. خوب خوبه حداقل براي دولتمردان ما يه روز

وجود داره كه بدون هيچ بهانه اي و به هر نحوي دانشجوها رو دستگير كنن و به خودشون ببالن كه جلوي هر

اقدام عليه امنيت ملي رو گرفتن. اشكال نداره بذاريد شاد باشن و تو اين شاديشون غوطه بخورن بالاخره

روزي عوعو سگان آنها نيز خواهد گذشت!

 

پ.ن1: با اين كه نيچه رو قبول ندارم و هر وقت كه نظرياتشو ميخونم پر ميشم از نفرت ولي اين حرفش

بدجوري باحال بود...

پ.ن2: اين روزا يه دغدغه ي خيلي بزرگ به اسم كنكور تو ذهنمه كه دست از سرم برنمي داره. خلاصه

بدجوري ذهنم مشوشه...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 22:34  توسط الهه محمدي  | 

به به خوش اومدم بالاخره! این چند وقت بسیار سرم شلوغ بود و همه ی امتحانا رو هم به عبارتی گند زدم! تو این چند وقته مطلبای زیادی بود که به فکرم می رسید که اینجا بذارم ولی باز هم مثل همیشه وقت نبود...

خیلی وقتا بعضی از آدما کارایی می کنن که نظر بعضی دیگه نسبت به اون بعضی از آدما بعضا عوض میشه ولی خوب نمی شه کاریش کرد چون همون بعضی از آدما بازم نسبت به بعضی دیگه ارزششون بیشتره!  دقیقا این بلا بر سر من اومده و مثل بلا نسبت شما خر! موندم تو گل و نمی دونم چیکار کنم. با خودم در گیرم و انتظاراتم از آدمای اطرافم خیلی بالا رفته و نمی دونم چیکار کنم. خلاصه اینکه حسابی قاطی پاتی کردم...

 

پ.ن۱: آیا این چیزایی که گفتم به شما ریطی داشت؟؟؟

پ.ن۲: به زودی با مطلبی در باره ی زویا پیرزاد و نقد فمینیستی یه داستان کوتاه از اون در خدمتتون خواهم بود.

پ.ن۳: ورق پاره های زندان از بزرگ علوی رو دارم می خونم و بسیار مسرورم. کلا نوشته هایی که از زندان بیرون می یاد بسیار تاثیر گذارند و عالی! 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 17:14  توسط الهه محمدي  |